تبليغاتX
و عشق سراغاز زندگیست...


و عشق سراغاز زندگیست...

سلام بچه ها.امیدوارم که حالتون خوب خوب باشه.من واسم یه مشکلی پیش اومده که بسته اون ممکنه یه مدتی نیام نت یا اصلا نیام.

بابت نظراتتونم خیلی ممنونم.تو این مدت واسم نظر بدین.جوابتونم میدم ولی با تاخیر.

در ضمن اقای (ییییییییییی) باید به عرضتون برسونم که بنده اصلا پسر دایی ندارم و فقط یه پسر عمو دارم که اونم کوچیکه.

دوستون دارم.

بایییییییی

نوشته شده در سه شنبه 1388/05/13ساعت 5:21 PM توسط Shirin| |

سلام بروبچ گل.خوبین؟؟؟خب خدا رو شکر که همه چی رو به راهه!ببخشید که اینقده با تاخیر آپ کردم.آخه یه هویی رفتم مسافرت.جای همگی خالی.

در مورد المپیادم باید بگم که سر جلسه انصراف دادم.آخه نتونسته بودم هیچ کاری بکنم.ایشالا واسه سال بعد.ااااا!!بگو ایشالا دیگه!آفرین بچه ی خوب!!

وای بچه ها ۲ هفته ی دیگه عروسی پسر عمه مه.عشقمم میاد.وایییییییییییییی!!! دارم از خوشحالی تو آسمونا پرواز میکنم!

دوستای از گل گل ترم مرسیییییییییییییی که به انگشتای نازتون زحمت میدید و برام نظر میذارید.

راستی من باز زدم خودمو با اتو سوزوندم!! اونم چه سوزوندنی!تا یه ماهم خوب نمیشه!!!

دوشتووووووووووووووووووون داررررررررررررررررم.

باییییییییییییییییییییییییییییی.

نوشته شده در پنجشنبه 1388/05/01ساعت 4:28 PM توسط Shirin| |

سلام سلام!من بالاخره بعد از  یه قرن اومدم!!!!خوفیییین؟  من که استرس المپیاد گرفتتم.آخه این ۴ شنبه قراره که یه آزمون ازمون بگیرن تا اونایی که بهترن برن واسه استانی.الانم که به زور وقت پیدا کردم تا آپ کنم.کلی پروژه رو سرم ریخته واسه فردا که باید آمادشون کنم.فقط فقطم به خاطر شما دوستای گل آپیدم.

هفته ی پیش از بس گفتم که از این معلمه بدم میاد ۵شنبه اصن نیومد واسه کلاس!!کلی حال کردمااااا.

جاتون خالی دیروزم به زور شوهر خالم رفتم کوه.پدرم در اومدا! داشتم میمردم.حالا نمیداشت که ۲ دیقم استراحت کنم.آخر سرم که بالای کوه فشارم افتاد.بیشعور پسرخالمم نیومده بود تا یه ذره باش کل کل کنم.

بچه ها جون هر کی که دوس دارینش واسم دعا کنین تا تو المپیاد قبول شم.

در آخر هم از همه ی بروبچ گل که زحمت کشیدنو واسم نظر دادن ممنونم.

Hepenize cok cok seviyorum.

باییییییییییییییییییییییییی

نوشته شده در شنبه 1388/04/20ساعت 5:39 PM توسط Shirin| |

 

سلام دوستان!ایشالا که حالتون خوبه.ببخشید که یه چند روزی نبودم.آخه اصن وضعیت جور نمی شد تا من اپ کنم.

خب چه خبراااااااااا؟تا دیدین من نیستم حسابی خوش گذروندین.نه؟؟؟؟!

واااااایییی!!!!!بچه ها یه معلم کامپیوتر واسمون اومده جک!با یه قرو فری حرف میزنه که نگووووووو!!۲۳ یا۲۴ سالشه و زنم داره ولی با این حال یه نگاهش رو دوستمه فقط!درس دادنشم که افتضاحه.فقط با کامپیوتر ور میره و به زور یه توضیح مختصر میده!

امروزم که یه دعوای حسابی با مامانم کردم.

من دیگه باید برم.کاری نداریییییییییییییییییین؟

دوشتون داررررررم.

باییییییییییییییییییییی.

نوشته شده در دوشنبه 1388/04/15ساعت 7:1 PM توسط Shirin| |

سلام دوستای گلم.حالتون که خوبه ایشالا؟چه خبرا؟طرفای ما که هیچ خبری نیست.از دیروز اعصابم یه هم ریخته.از یه طرف این اینترنت که هی ر به ر دیسکانکت میشه از طرفم نمیتونم فردا و پس فردا رو بیام نت.آخه میریم تبریز دنبال خواهرم.مامانم اینا نمیذارن جمعه با خالم اینا برم.چه کنم دیگه.

اینم یه شعر دیگه از رضا صادقی جونم.کشته مرده ی اهنگاشم.

برین تو ادامه ی مطلب.مرسییییییییییییییییی.

بایییییییییییییییییییییییییی


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه 1388/04/10ساعت 6:20 PM توسط Shirin| |

سلام برو بکس.چطور مطورین؟دلم اینقده واستون تنگیده بووووووووود.من چون روزای فرد کلاس دارم نمیتونم آپ کنم.خب چه خبرا؟چه میکنین؟راسی میخوام یه شعر از رضا صادقی واستون بذارم.

بده دستاتو به من تا باورم شه پیشمی

میدونم خوب میدونی تو تارو پود و ریشمی

تو که از دنیا گذشتی واسه یک خنده ی من

من چرا نگذرم از به استخون به اسم تن

تو خیالمم نیود دوباره عاشقی کنم

ممنونم اجازه دادی با تو زندگی کنم

نمیدونم چی بگم تا باورت شه جونمی

توی این کابوس درد رویای مهربونمی

میدونی با تو پرم از شعرو ستاره

میدونی بی تو لحظه حرمتی نداره

میدونی در تو این خدا بوده که تونسته گل عشقو بکاره

ashkim seni seviyorum...

نوشته شده در دوشنبه 1388/04/08ساعت 3:7 PM توسط Shirin| |

سلام.بچه ها حتمن به وبلاگ من و ثمین

 جونم که تازه تاسیس کردیم سر بزنید.

        www.s2girls.blogfa.com 

 

نوشته شده در شنبه 1388/04/06ساعت 7:23 PM توسط Shirin| |

سلام به همگیییییی!خوفین؟سلامتین؟من که عالیم.آخه داداشیم با عشقش آشتی کرد.هورااااااااااااا!از خوشحالی داشتم گریه میکردم.

جاتون خالی دیروزم رفته بودیم دره قاسملو.خیلی جای با صفاییه.کوهنوردیم کردم.یه شال سبزم واس خاطر موسوی!!سرم کرده بودم!

ــــــــــ*ــــــــــ*ــــــــــ*ــــــــــ*ــــــــــ*ــــــــــ*ــــــــــ*ــــــــــ*

مریم جوووونم گلم من ایمیلم مشکل داره.واس همینه که جوابتو نمیدم.در ضمن من نامردم نیسم مس شما.یادت نره که تا روز تولدم حالمو نپرسیدی

راسی داش یادم میرفت که بگم پرو فایل من فعال شده.اگه خواسین یه نیگا بش بندازین.

واس داداشیییییییییم

دوشتون دارم.

بایییییییییییییییییییییی

نوشته شده در شنبه 1388/04/06ساعت 4:0 PM توسط Shirin| |

سلام بروبچ.خوبین؟خوشین؟چه خبرا؟ من یکی که دارم دیوونه میشم. ها!تا یادم نرفته بگم بچه ها اگه لباسی.شلواری چیزی دارین بدین تا من اتو کنم.آخه جدیدن تو اتاقم خشکشویی راه انداختم!

امروز داشتم با کامپوترم کار میکردم که یهویی مادر محترمم تشریف آوردن تو اتاقم و یه خروار!لباس آورده و میگه شیرین این ۲- ۳ تا لباسو!!!اتو بزن!   بنده هم که داشتم میترکیدم ولی به روی مبارکم نیاوردم.آخه یکی نیس بگه که مگه منم بیکارم؟؟؟!

خلاصه لباسارو اتو زدمو چن جای دستمم ناقص کردم.گر چه دیگه به این جای سوختنا عادتیدم.

قربون همه ی دوستای خوشملم!

بایییییییییییییییییییییییییی

 

نوشته شده در پنجشنبه 1388/04/04ساعت 2:50 PM توسط Shirin| |

با تو ای همزاد باران 

          عقده ی دل را از درون خالی خواهم کرد

با تو ای اشک روان

          همه شب خلوت خواهم کرد

با تو ای یار شیرین

          چشم های غمگینم را خواهم شست

با تو ای همزاد   با تو ای همراه

          غم ها را ز دل خواهم زدود...

                                                                                                                           فروغ فرخزاد

نوشته شده در سه شنبه 1388/04/02ساعت 9:59 PM توسط Shirin| |

در اولین نگاه تو بودی کنار من

با قلب من کمی راه آمدی

 

در راه های سخت عبورم از زندگی           

تا ساحل امید تو همراهم آمدی

 

ولی یادم نخواهد رفت

که یاد تو هنوز اینجاست

 

میان سایه روشن هاست

دل شیدای من تنهاست

 

اگر آسمان دل را

به قصد عشق بردارم

 

میان عشق و زیبایی

من تو را دوست میدارم

نوشته شده در یکشنبه 1388/03/31ساعت 9:8 PM توسط Shirin| |

سلام.سلام.من اوووووووووووووووووووومدم.خوفییییییییییییییییییییییییییین؟سلامتین؟

ببخشین که بی خبر رفتم.این یه هفته رو ولایتمون بودم.جای همگی خالی.خیلی بهم خوش گذشت.با عشقم کلی حال کردم.با هم رفتیم بیرون.کلیم حرفیدیم.خلاصه سرتونو درد نیارم.این یه هفته رو باید به زور برم میگردوندن خونه!

اما جمعه عصر همه ی اون خوشی از دماغم در اومد.اون دوست عوضیش یه کاری کرد که هم اعصاب من خوردید وهم اعصاب عشقم.بگذریم...

از همه ی بروبچ گل که زحمت کشیدن و نظر دادن ممنون.

سپهر جون مرسی از اینکه به یادم بودیییییییی.از این به بعد زود زود میام.

سوگل جونم از دستم دلخور نشو.حتمن بهت سر میزنم.

دوشتونننننننننننننننننننن  داررررررررررررررررررررررررررررم.

باییییییییییییییییییییییییی

نوشته شده در شنبه 1388/03/30ساعت 4:2 PM توسط Shirin| |

رندگی زیباست اما چگونه؟زندگی شیرین است اما با وجود چه کسی؟ زندگی تلخ و زجر آور است اما حالا می گویم بدون تو.آری بدون تو و عشق تو.بدون تو و فکر و خیال تو.

بی تو هیچگاه آسوده نخواهم نشست.بی تو دنیا برایم جز آواره ای بیش نیست.با تو هر جایی برایم همچو باغی پر از درختان عشق و میوه های آنست. با تو بدترین و زجرآور ترین لحظات برایم زیباترین و قشنگ ترین لحظات است.

بی تو چشمان خسته ام هر شب میزبان اشک و آه است و قلبم از درد به خود می پیچد  از تپش باز

می ایستد.و تا زمانی که تو نیایی همچو مرده ای متحرک زندگی خواهم کرد.و جز عشق تو درهای قلبم به روی هیچ کسی باز نخواهد شد.

                                     گرم یاد آوری یا نه من از یادت نمی کاهم

                                                تو را من چشم در راهم...

تا زمانی که منزل من قبری سرد و تاریک خواهد بود مانند دیوانه ای دوستت خواهم داشت.

 

نوشته شده در پنجشنبه 1388/03/21ساعت 9:2 PM توسط Shirin| |

بگذار گرمی عشق را حس نکنی .تا معنی خاکستر عشق را نیز ندانی .اما اگر عاشق شدی فقط 

یکی را دوست بدار  تنها برای یک نفر قدم بردار

 

                                و تنها برای یک نفر عشق پاک و آسمانی داشته باش...

 

Just for my love..... 

نوشته شده در چهارشنبه 1388/03/20ساعت 8:55 PM توسط Shirin| |

یادمان باشد خطایی نکنیم

گر خطایی کردیم صدایی نکنیم

پر پروانه شکستن کار ما نیست

گر شکستیم من و مایی نکنیم

یادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد

طلب عشق ز هر بی سر و پایی نکنیم

 

 عشقم با تمام وجودم دوستت دارم....

نوشته شده در دوشنبه 1388/03/18ساعت 11:13 PM توسط Shirin| |

سلام.سلام.صدتا سلام.خوفین؟چه خبرا؟ما نیستیم خوش میگذره دیگه؟نه؟خدایی نکرده یادم نکنین ها.نامردا حالا تسویه حساب باشه برا بعد

به خاطر دوست گل و ناناسم مریم جونم(فداش شم)دیگه نوشتتن هر گونه دلتنگی و یا ابراز ناراحتی رو واس خودم ممنوع کردم.(باشه مریش دیگه خودتو لوس نکن!!!!)

آخ که دیگه چیزی از مخم باقی نموندش که. از بس درس خوندم قاط زدم.وای نه خدایا چن روز دیگه از دوستام جدا میشم.بیشعورا میرن شاهد.و از اونجایی که بنده اصن تو نخ چادر اینا نیستم نمیرم اونجا.

میدونین مدرسه مون جلو خیابون چی زده؟

{ تعداد معدودی دانش آموز با معدا بالای ۱۹ ثبت نام میکنیم.} بروبکس هم همگی زدیم زیر خنده.چون فعلن باید یه قکری به حال سال دوماشون بکنن که هیشکی اونجا نمیمونه.

اینام به خاطر یه نفر:!!!!

خب دیگه وقتتون رو نمیگیرم.بوسسسسسسسسسسسسسسسسسسسس

بایییییییییییییییییییییییییییییی

نوشته شده در جمعه 1388/03/15ساعت 7:46 PM توسط Shirin| |

دلم خیلی واسه عشقم تنگه.خیلی...

خداجون هیچ میدونی چند وقته عشقمو ندیدم و باهاش حرف نزدم؟؟؟؟واقعن سهم عاشق چیزی جز غم و غضه نیستش.عشقم هر شب فقط و فقط به خاطر تو گریه میکنم تا شاید یه ذره خالی شم ولی انگار نه انگار....

خدایا چرا آخه داری اینجوری زجرم میدی؟؟؟؟چرا هر دفعه یه مشکل جدید میخواد ما رو از هم جدا کنه؟؟چرا انگار همه ی عالم و آدم به عشقمون حسودی میکنن؟چرا تو زمستون اون بلا رو سرم آوردی تا خاطره ش هر دفعه اذیتم کنه؟درسته که اون حادثه غرورمو شکست ولی.....

اما خداجونم بدون که هیچ وقت از یادت نمیبرم.مثل همیشه خدایا بابت همه ی داده ها و نداده ها ازت نهایت تشکر رو دارم و میدونم که تو همه ی نداده هات یه حکمت هستش.هیچوقت ازت ناامید نمیشم.

خدا جونم مواظب عشقم باش...

نوشته شده در یکشنبه 1388/03/10ساعت 11:42 PM توسط Shirin| |

یه لحظه هم نمیتونم باور کنم نباشی

من حاضرم بمیرم و تو زنده باشی

وقتی که هستی هستیم تموم خاک دنیاست

شاهد عشق پاک ما اشک کنار دریاست

روزگارم نمیتونه دیگه تو رو از من بگیره

آخه اومن میدونه که نفسم به نفس تو گیره

آره کار دل من و تو دیگه از عاشقی گذسته

بیا با هم نذاریم رویای دریا بمیره

یه لحظه هم سخته که بودنت رو حس نکردن

یه حسیه شبیه حس سرد و تلخ مردن

نمیتونم نمیذارم نمیخوام و نمیشه

تموم لحظه هامونو به خاطره سپردن

یه ثانیش یه عمره فک کنم که دیگه نیستی

آهای جدایی نمیذارم پیش روم بایستی

من از خدا میخوام که عشقمو واسم بذاره

تو هم بدون دیگه برام یه عشق ساده نیستی

                                                                                                                   رضا صادقی

نوشته شده در یکشنبه 1388/03/10ساعت 3:43 PM توسط Shirin| |

سلام به همه ی دوستای نازم.ایشالا که حالتون خوبه؟؟؟

همون طوری که تو عنوان میبینین ارشاد شدم.اما توسط کیا؟؟؟آباریکلاخودشه.گشت ارشاد!!!

بابا اون روز با مادر گرامی رفته بودم خیام(مرکزی برای خرید)تا یه ذره آب و هوا عوض کنم.ولی هنوز ۲قدم راه نرقته بودم که یکی هی میگفت:خانوم وایسا!خلاصه قلبمان پرید در دهانمان!اخه خداییش مانتومم بسی بسیار کوتاه بود و منم که قدم ماشالا بلندحالا چه بر ما در آن لحظات گذشت بماند. حالا من خیلی تو نخ تعهد اینا نیستم.ولی چه کنیم که آبرو بر ما نماند!!آخه جلوم همون لحظه ۵تا ماشین ترمز کردن تا از اصل قضیه با خبر شن.(ای خاک بر سرشون!!)پشت سرمم که اصن نگو و نپرس!

من از این حرصم میگیره که خودشون هر....بخوان می خورن و هر کثافتی به بار میارن هیشکی م حق نداره هیچ حرقی بزنه.

خب زیاد فک زدم.دیگه وقتون رو نمیگیرم.ایشالا که واسه شما از این جور اتفاقا نمیفته.

دوشتووووووووووووون دارم.

باییییییییییییییییییییییییی

نوشته شده در شنبه 1388/03/09ساعت 6:20 PM توسط Shirin| |

با یه رنگ سرخ و زیبا مث برگ های شقایق

تو کتاب عشق نوشته غم و غصه واسه عاشق

نوشته عاشق همیشه توی بهر غم میمونه

دل عاشقا نمیشه آواز شادی بخونه

آخه اون که جون و قلبش توی زندونی اسیره

توی این زندون نباشه طفلکی دلش میگیره

این دل عاشق همیشه واسه یادش بیقراره

واسه برگشتن یارش همیشه چشم انتظاره

دل اون خیلی شبا رو مونس غصه و درده

تنوره شادی قلبش عمریه خاموش و سرده

میشه خوند از تو نگاهش همه ی دردارو با هم

چشاشم همیشه دارن راز غصه ها رو با هم

تو کتاب عشق نوشته عاشقا ساده و پاکن

توی راه عشق همیشه ساده ساده مثل خاکن

این دل عاشق همیشه واسه یارش بیقراره

واسه برگشتن یارش همیشه چشم انتظاره......

نوشته شده در پنجشنبه 1388/03/07ساعت 3:18 PM توسط Shirin| |

سلام برو بچ.خوبین؟خوشین؟

دوران عزاداری(امتحانات)چطوره؟من که اصن تو نخ امتحان نیستم.فقط در حال عشق و حال.آخه بنده در طول ترم عین خر درس میخوندم تا در این دوران استراحت کافی نموده و کسر خوابامو جبران کنم.واااااااایییییی!!!هفته ی اخر مدرسه که پدرمون در اومد چون تا ساعت ۸شب مدرسه میموندیم . درس میخوندیم.خیر سرمون تو مدرسه ی انرزی هسته ای درس میخونیم دیگه.

یادم رفت که بگم نونوشم(خواهر گرامی) از تبریز تشریف آرورده و یک هفته میهمانمان میباشد!!خیر سرش داره اونجا درس میخونه.این هفته رو هم میخواد ارومیه خر بزنه!

در ضمن از همه ی دوستای گلم که نظر داده بودن نهایت نشکر رو دارم.

باااااااااااااااااااااااااایییییییییی.دوستون دارم خیلی

نوشته شده در چهارشنبه 1388/03/06ساعت 3:37 PM توسط Shirin| |

سلام.من باز اومدم.ها؟؟!چیه؟نکنه تعجبیدی؟! اها!افتاد الان.خب بر اساس اپ قبلیم من باید میشستم و درس میخوندم ولی حسش نیومد و دیدم که هیچ کاری بهتر از اپیدن نیست. اهه!!خب بابا پرتم کردین از موضوع!حتی احوالپرسی هم نکردم. خوفین؟سلامتین؟اهل و عیال خوبن؟(دیگه زیادی خصوصیش کردما!!) جای همگی بخصوص عشقم خالی.1شنبه تولدم گرفتم.کلی هم خوش گذشت.ولی یه سری از دوستا نامردی کردنو نیومدن.به هر حال... ــــــــــ~ــــــــــ~ــــــــــ~ــــــــــ~ــــــــــ~ــــــــــ~ــــــــــ~ــــــــــ~ــــــــــ~ــــــــــ~ــــــــــ~ــــــــــ~ــــــــــ~ــــــــــ~ــــ وای! وای!!خدا نکنه تو این ارومیه بارون بباره یا باد و نسیم بوزه!در هر صورن اب یا برق ما قطع میشه.اخه من دیشب تازه رفته بودم توحس درس که تشریف مبارک برقمون رفت!خودشم به مدت 2ساعت و نیم.اخ حالا بیا حرص نخور کی بخور!!!اخرشم که به زور مامانی رفتیم لالا کردیم!داشتم از ناراحتی خفه میشدم. عشقمم نبود تا یوخده دلداریم بده. ای جماعتی که میخواین منو لینک کنین!! با اسم Shaddel لینکم کنین بعدش نظر بدین تا هر چه زودتر بهتر!لینکتون کنم. شب همگی خوش.قربون همه ی جیگولیام!! باییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی.
نوشته شده در سه شنبه 1388/02/29ساعت 10:36 PM توسط Shirin| |

هلو!(بخوانید:hello!)حال و احوالتون چطوره؟ ما نیستیم خوش میگذره؟؟! وای بچه ها فردا تولدمه!نامردا لااقل نظر بذارین تبریک بگین اخه!!!!!!!!! انقده خستم که کم مونده بیهوش بیوفتم.اخه قراره که تولد بگیرم.جای همه مخصو صا عشقم خالی.اخی! چقد دلم میخواستش که اونم باشه.ولی خب به خاطر مامی وای!!اصن نمیشه که!! دوستون دارم قد 10تای بچگیمون. خداحافظ.
نوشته شده در شنبه 1388/02/26ساعت 10:19 PM توسط Shirin| |

سلام سلام!من باز اومدم!چطورین بروبچ؟؟؟؟ این دفعه یه شعر ‎(نسبتا چرت)از خودم واستون میذارم. ای کاش تو این دوره زمونه خیانت نبود هر جایی که میرفتی پر از عاشقای راستکی می بود همه همدیگرو قلبا دوست میداشتن تو فکرشون خیانت و این چیزا نداشتن ای کاش هیشکی قلب هیشکیو به بازی نمی گرفت ای کاش بعضی وقتا سرنوشت جز این می نوشت جز این می نوشت تا شاید زندگی بهتر شه قلبا خالی از کینه و نفرت و دروغ شه ولی حیف که هیشکی به حرفم گوش نمیده قلب دوستشو میشکنه و اونو هل میده هلش میده به سمت جهنم اتشین تا خودش ادامه بده به عشق و عاشقیش ـــــ‌‌ ـــــ.ـــــ ـــــ.ـــــ ـــــ.ـــــ ـــــ.ـــــ ـــــ.ـــــ ـــــ.ـــــ ـــــ.ـــــ ـــــ.ـــــ ـــــ.ـــــ ـــــ.ـــــ ـــــ.ـــــ ـــــ.ـــــ ــــــ. بچه ها اگه میبینین که براتون نظر نمیذارم ناراحت نشین ها.اخه لپ تاپم قاطیده و اصن نظر ها رو نشون نمیده. ایشالا قرن بعدی درستش میکنم!!!!! دوستون دارم خیلی تا! باییییییییییییییییی
نوشته شده در جمعه 1388/02/25ساعت 3:45 PM توسط Shirin| |

دوری جستن از کسانی که دوستشان میداریم بی فایده است. زمان به ما نشان خواهد داد که جایگزینی برای انها نخواهیم یافت... ------ ----- ----- ----- ----- ----- ----- ----- ----- ----- ----- ----- ----- ----- ------ ----- ----- ----- ----- ----- ----- ---- ----- همزاد باران با تو ای همزاد باران عقده ی دل را از درون خالی خواهم کرد با تو ای اشک روان همه شب خلوت خواهم کرد با تو ای یار شیرین چشم های غمگینم را خواهم شست با تو ای همزاد با تو ای همراه غم ها را ز دل خواهم زدود فروغ فرخزاد
نوشته شده در پنجشنبه 1388/02/24ساعت 10:28 PM توسط Shirin| |

جماعت سلام.چطورین؟من که اصلا خوب نیستم.اخه بهترین دوستم منو به یکی دیگه فروخت.همیشه عشقم بم میگفتش که با دوستات خیلی صمیمی نباش.اما من حالا حرفشو درک میکنم. دلم بدجوری از دستش شکسته.خیلی ناراحتم. خدا جونم از همین جا ازت به خاطر اینکه بم فهموندی که خیلی از ادما ارزش دوستی ندارن واقعا متشکرم. بچه اگه تا یه ماه اپ نکردم فراموشم نکنین ها!!اخه دیگه فصل امتحاناته. دوشتون دارم خیلی. بایییییییییییییییییییییی.
نوشته شده در چهارشنبه 1388/02/23ساعت 6:42 AM توسط Shirin| |

سلام.چطورین؟

وای انگار همین دیروز بودش که با عشقم اشنا شدم ها!اخ که چقد دوسش دارم.بیشتر از هر چی که فک میکنه.البته اینم بگم که باعثش دختر عموم بودها!!من الان ۱سالو۲ماهو۱۹ روزه که باهمیمو خدا رو شکر هیچ مشکلیم پیش نیومده(بزنم به تخته.)شمام بزنین ها!

راستی شماچی؟ واقعا بی.اف یا جی.اف تون رو دوس دارین؟ ولی اینم بگم که عشق زندگی ادمو متحول میکنهانگار که دوباره متولد میشی.

ـــــ.ـــــ.ـــــ.ـــــ.ـــــ.ـــــ.ـــــ.ـــــ.ـــــ.ـــــ.ـــــ.ـــــ.ـــــ.ـــــ.ـــــ.ـــــ.ـــــ.ـــــ.ـــــ.ـــــ.ـــــ.ـــــ.ـــــ.ـــــ.ـــــ.ـــــ.ـــــ.ـــــ.ـــــ

اه بابا بازم دوران امتحاناو خر زدن شروع شد.تو رو خدا واسم دعا کنین تا امتحانامو خوب بدم ها .البته اینم باید بگم که بنده بچه زرنگم فقط یوخده میترسم.

vasm 2a konin haaaaaa.

بایییییییی.

نوشته شده در سه شنبه 1388/02/22ساعت 1:51 PM توسط Shirin| |

سلام.سلام. خوبییییییییین؟؟؟؟؟؟؟؟؟

میخوام یه شعر از رضا صادقی جونم واستون بتایپم

برا دعا کن عشق من همین روزا بمیرم

                                                    اخه دارم از رفتنت بدجوری گر میگیرم

دعا کنم که این نفس تموم شه تا سپیده

                                                       کسی نفهمه عاشقت چی تا سحر کشیده

 

نوشته شده در سه شنبه 1388/02/22ساعت 1:18 PM توسط Shirin| |

سلام. امیدوارم که حال همتون خوب باشه. وای!!!!اگه بدونین که چقد طول کشید تا این وبو راه انداختم! خب به عنوان اولین اپم واستون یه شعر مینویسم. تو این دنیایی که دلها همشون یه جا اسیرن خوبه به فکر اونا باشیم که از این زمونه سیرن
نوشته شده در پنجشنبه 1388/02/17ساعت 11:13 PM توسط Shirin| |


Design By : Night Skin

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس